طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب (105)

[ad_1]

interesting joke105 1 طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب (105)

 طنز نوشته های خنده دار

یه روز یه خسیسه به بچه اش میگه برو از همسایمون اره بگیر بیا لازم دارم

پسره میدوعه میره خونه همسایه میگه عمو اره دارید میگه نه…

باباش میگه برو از همسایه بالایی بگیر بیا

بچه میره خونشون میگه اره دارید میگن نه نداریم

بعد بچه میاد میگه اوناهم نداشتن

باباش میگه پس برو از انباری مال خودمونو بیار

ff12 طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب (105)

طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب

همه دوستام بخاطر پول منو میخان و دورم جمع میشن واقعا زمونه بدی شده

.

.

البته نه اینکه پول خرجشون میکنم نه

نفری یه میلیون طلب دارن ازم هی میان دنبال پولشون

ff12 طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب (105)

خنده دار ترین جوک ها

ﭘﺮ ﺳﻮﺩﺗﺮﯾﻦ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﻯ ﻋﻤﺮ ﺩﻫﻪ ﺷﺼﺘﻰ ﻫﺎ

.

.

.

.

.

ﺗﻌﻮﯾﺾ ﺩﻣﭙﺎﯾﯽ ﭘﺎﺭﻩ ﺑﺎ ﺟﻮﺟﻪ ﺭﻧﮕﯽ ﺑﻮﺩ

ff12 طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب (105)

طنز نوشته های خنده دار

دختره از دوستش میپرسه : توک چشم کجاست؟

دوستش میگه چشم که توک نداره

.

.

میگه:پس چرا خواننده میگه توکه چشمات خیلی قشنگه !؟!؟

ff12 طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب (105)

 طنز نوشته های جدید

الان همه چی گرون شده

شما یادتون نمیاد…

اون موقع ها با  ۱۰۰ تومن می رفتیم مغازه

با یدونه نوشابه شیشه ای و دو سه تا پفک و آدامس و صد جور حله هوله دیگه می اومدیم بیرون…

بیشتر بخوانید:  جوک های خیلی خنده دار

الان دیگه نمیشه همه جا دوربین داره

ff12 طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب (105)

طنز نوشته های جالب و خنده دار

به جعفر میگن با بالش جمله بساز، میگه: یه گنجشک دیدم با تفنگ زدم به بالش!!!

 میگن: نه این بالش، اون یکی بالش،

میگه: با تفنگ زدم به اون بالش!!!

 میگن: اصلأ بالش رو بی خیال شو؛ با تشک جمله بساز!

میگه: تو شک داری زدم به بالش؟!!!

میگن: نمیخواد اصلأ با پتو جمله بساز!

 میگه: پَه تــو شک داری زدم به بالش!!!

میگن:آقا غلط کردیم اصلا با تخت جمله بساز!

میگه:خیالت تخت، زدم به بالش!!!‎

ff12 طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب (105)

جوک خیلی خنده دار

ﺧﺎﻧﻤﯽ ﺑﻪ ﺷﻮﻫﺮﺵ ﭘﯿﺎﻡ ﻣﯿﺪه:

ﻋﺰﯾﺰﻡ ﺳﺮ ﺭﺍﻫﺖ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﯼ میای ﯾﻪ ﻣﻘﺪﺍﺭ ﻣﯿﻮﻩ ﻫﻢ ﺑﺨﺮ ﺩﺭ ﺿﻤﻦ ﻓﺘﺎﻧﻪ ﻫﻢ ﺳﻼﻡ ﻣﯽﺭﺳﻮﻧﻪ

ﺷﻮﻫﺮ میگه : ﻓﺘﺎﻧﻪ ﮐﯿﻪ

ﺧﺎﻧﻢ ﺑﺎ ﺧﻨﺪﻩ ﻣﯿﮕﻪ ﻫﯿﭽﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻢ ﻣﻄﻤﺌﻦ ﺑﺸﻢ ﮐﻪ ﭘﯿﺎﻣﻢ ﺭﻭ ﺧﻮﻧﺪﯼ

ﺷﻮﻫﺮ ﻣﯿﮕﻪ ﺁﺧﻪ ﻣﻦ ﺍﻻﻥ ﺑﺎ ﻓﺘﺎﻧﻪ ﻫﺴﺘﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻢ ﺑﺪﻭﻧﻢ ﺗﻮ ﻓﺘﺎﻧﻪ رو از کجا میشناسی؟

ﺧﺎﻧﻢ ﻣﯿﮕﻪ ﺗﻮ ﺍﻻﻥ ﮐﺠﺎﯾﯽ؟؟

ﺷﻮﻫﺮ ﻣﯿﮕﻪ ﺑﺎ ﻓﺘﺎﻧﻪ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﻣﯿﻮﻩ ﻓﺮﻭﺷﯽ

ﺧﺎﻧﻢ ﻣﯿﮕﻪ ﻫﻤﻮﻧﺠﺎ ﻭﺍﯾﺴﺎ ﻣﻦ ﺍﻻﻥ ﻣﯿﺎم

ﭼﻨﺪ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺑﻌﺪ ﺧﺎﻧﻢ ﭘﯿﺎﻡ ﻣﯿﺪﻩ ﮐﺠﺎﯾﯽ ﻣﻦ ﺍﻻﻥ ﺟﻠﻮﯼ ﻣﯿﻮﻩ ﻓﺮﻭﺷﯽ ﻫﺴﺘﻢ

بیشتر بخوانید:  طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب (97)

ﺷﻮﻫﺮﻩ میخنده ﻭ ﻣﯿﮕﻪ ﻣﻦ ﺗﻮ ﺩﻓﺘﺮ ﮐﺎﺭﻡ ﻫﺴﺘﻢ ﺣﺎﻻ ﮐﻪ ﺍﻭﻧﺠﺎﯾﯽ ﻣﯿﻮﻩ ﺑﺨﺮ ﻭ ﺑﺮﻭ ﺧﻮﻧﻪ

ff12 طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب (105)

خنده دار ترین جوک ها

چطوری دلتون میاد میرید کافه اونهمه پول چایی میدید؟ من یه بار چایی گرفتم از دانشگاه ۵۰۰ تومن گرفت ازم، از فرداش با خودم فلاکس میبردم

ff12 طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب (105)

 جوک سرکاری

‏تو ایران وقتی میخوان جراحی زیبایی انجام بدن

 یه ذوزنقه با خودشون میبرن و میگن آقای دکتر لطفا کامل شبیه این بشم

.

.

شهر پر شده از صورتای مختلف الاضلاع…

ff12 طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب (105)

جوک خیلی خنده دار

من توی دلداری دادن افتضاحم

یه بار یه پسره تو پارک داشت گریه میکرد، گفتم چی شده گفت رفیقم فوت شده

منم اومدم دلداریش بدم براش آهنگ مرو ای دوست اصفهانی رو گذاشتم

عر میزد و خودشو میکشوند رو آسفالت، مردم اومدن گوشیمو شکستن

ff12 طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب (105)

طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب

زن رفت پیش دکتر گفت:

آقای دکتر شوهرم توی خواب حرف می زنه چی بهش بدم

.

.

.

دکتر گفت: فرصت

زن گفت: فرصت چی

دکتر: بهش فرصت بده وقتی بیداره حرف بزنه

ff12 طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب (105)

طنز نوشته های خنده دار

واقعا بعضیا چقدر میتونن بی شعور و بی فرهنگ باشن

بیشتر بخوانید:  دستور پخت خورشت قرمه سبزی مادرشوهر (طنز)

روی آسانسور نوشته ظرفیت چهار نفره،

 بعدا یارو درو باز کرده داره میبینه من و خانوادم شیش نفری تو آسانسوریما ولی بازم به زور خودشو میچپونه تو

ff12 طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب (105)

طنز نوشته های جدید

رفتم تردمیل بخرم

یارو گفت بیا از این ارزوناش بخر گارانتی هم داره

گفتم چرا؟

گفت تو از قیافت معلومه حال دویدن نداری

یه ماه دیگه میخوای بیاری پس بدی

ff12 طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب (105)

طنز نوشته های کوتاه

دیشب پلیس جلوی ماشینمو گرفت

 به پلیس خیلی جدی گفتم:

میدونی من کیم؟

گفت: کی هستی؟

گفتم: یعنی واقعا نمی دونی؟

رنگش زرد شد؛ گفت: نه،کی هستی مگه؟

گفتم:

من یه پرندم، آرزو دارم، تو یارم باشی…!

جریمم نکرد!

اشک تو چشاش جمع شد،‌فقط‌ گفت‌ قرصاتو ‌سروقت‌ بخور

ff12 طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب (105)

طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب

سوال شرعی یه خانم:

دیروز یواشکی از جیب شوهرم پول برداشتم

رفتم یه جفت جوراب شیک ، هدیه روز تولدش براش خریدم

 بعد دیدم یه مقدار از پولش هم اضافه اومده

حيفم اومد بذارم سر جاش رفتم واسه خودم يه جفت النگو خريدم

ايا كار بدى كردم

 

گردآوری:بخش سرگرمی بیتوته

[ad_2]

مطلب پیشنهادی

جوکهای خفن و بسیار خنده دار (3)

[ad_1] جوکهای خفن و بسیار خنده دار ‏یه سری به بابام گفتم اگه یه روز …