مرزن نیوز/ نکرس، روستایی است در ارتفاع تقریبی 2100متری از سطح در یا  واقع در دهستان کوهستان از بخش مرزن آباد شهرستان چالوس. این نامواژه ی مرکب از ترکیب دو واژه ی ساده ی «نو» و«کرس » پدید آمد «نو»در ساختار کلارستاقی گویش که لهجه ای است در دامنه ی زبان تبری به معنای ناو است. (گزارش: مومن توپاابراهیمی- عکس: آرمین توپاابراهیمی)


1-در تعریف واژگانی نو در کلارستاقی گویش و ناو فارسی دری می توان گفت :منبعی چوبی است که شباهت زیادی به قایق دارد .در کوهستان کلارستاق  و هم در بیشتر دیگر  نقاط کوهستان مازندران و گیلان هر مرتعی که دوچار کم آبی بود شبانان درختان بلند قامت و قطور را  ته بر کرده از یک سمت درون آن را با تیشه ای مخصوص که «نوتاش» نامیده می شد تهی می کردند به نحوی که ابتدا و انتهای ساقه ی قطور درخت همچنان بسته بماند.این ساقه  میان تهی درخت را که طول آن حسب میزان نیاز از یک متر تا بیش از بیست متر انتخاب می شد درمحل جوشش چشمه به صورت افقی به نحوی در زمین استوارمی کردند که آب اندک اندک در آن ذخیره گردد . آب ذخیره شده در این منبع چوبی در میانه ی روز یا عصر به مصرف احشامی  می رسید که از چرا گاه بر می گشتند و یا اگر چشمه و ناو مورد نظر در جایی از مرتع قرار داشت  به عنوان آبشخور، احشام بدان سمت هدایت می شدند .
2-  کرس:  کلبه ای چوبی بود که در محل اقامتگاه فصلی و موقت احشام به خصوص گاو ها ساخته می شد . کرس پناه گاهی بود که گوساله ها و گاهی هم بره ها و بزغاله ها ی تازه بدنیا آمده را برای مدتی در داخل آن نگاه می داشتند تا از گزند سرمای شبانه ی کوهستان مصون بمانند و اما ازآنجا یی که کرس برای نگاه داری گوساله ها کار برد پیدا می کرد  علاوه بر مورد یاد شده  در کار بری چند گانه ی بعدی برای آن بود که گوسالهاز گزند سرمای  شبانه ی  کوهستان مصون گردد واز گاو مادر جدا بماند تا شیر گاو برای دوشیدن صبحگاهی در پستان باقی بماندو علاوه بر آن امکان تغذیه ی گوساله با برگ درختان فراهم آید .شاید این توضیح زاید به نوعی  لازم به نظر آید که برای تغذیه ی شبانه ی گوساله ها در کرس از برگ درختانی چون :راش ،مازو،کرزل،(ممرز)،ال،ملج،چر(نمدار)،کچچت،شیر دار،و...استفاده می شد.

 

روستای نکرس که مرتعی خوش علف و چراگاهی بسیار غنی از علف های مغذی بود و به دلیل ویژگی خاص جغرا فیایی سایه و آفتاب را هر کدام در طول روز در سمت شرق و غرب مرتع و سیع خود باهم داشت بدوا محل اطراق و تجمع گله داران  اعم از شبانان و سر گالشان بود . این مرتع علی رغم همه ی ویژگی های خوب برای چرای دام نقص بزرگی نیز داشت  .این نقص همانا کم آبی در تمامی وسعت مرتع بود .اگر چند چشمه ای با  قدرت آبدهی اندک درسمت شمال شرقی ده از زمین می جوشید سراسر این قسمت «نسم=غیر آفتاب گیر»بود که دست کم درطول دو فصل از سال قابل بهره بر داری نبود.
احشامی که روزانه در منطقه ی «خوردیم =آفتاب گیر»به چرا برده می شدند به ناچار با ید عصر به  آبشخوراصلی در ده  باز می گشتند .،در محل اقامت گاه اصلی نیز فقط چند چشمه وجود داشت که همگی کم آب بودند و بعضی از آنها در اواخرذفصل پاییز یا اواسط زمستان به کلی خشک می شدند .بنا بر این تد بیری  که دامداران خرد مند روستای نکرس اتخاذ کرده بودنداین بود که چشمه های متعدد را با تنبوشه های سفالی به هم متصل کرده  به منبع بزرگ چوبین که وصفش رفت سرازیر می کردند .این ذخیره ی آبی هم برای انسان و هم احشام کفایت می کرد . مرتع اصلی نکرس که کم کم بر اثر از دیاد جمعیت و تجمع دایمی دامداران مبدل به روستا شده بود  نام «نو –کرس»را که تصویر گر شمایل ظاهری آن بود به خود پذیرفت  ودر طول زمان ،کم کم صیقل خورده «نو+کرس »مبدل به نکرس شد . البته ناگفته نماند که این روستا به لحاظ موقعیت جغرافیایی در جایی استقرار یا فته که چندین دره ی بزرگ در آن نقطه همدیگر را قطع می کنند  .اسامی این دره ها چنینند:
اشکسه نو =دره ای که در آن سر شاخه های شکسته فراوان است .
کلیک نو= دره ای که عمق آن را نسترن کوهی پوشش داده است.
پوس رکنو: دره ای که در قسمت هایی از آن زمین فرسایش دارد و دایم پوست می اندازد.
گت دره: دره ی بزرگ  و آن دره ای نسبتا طویل و پهن است که در فصل بهار یک سره با پوششی ازهزاران بوته و شاخه  گل لاله ی وحشی چهره نگاری می کند و نکرسی ها این گل را« پیازی »نام گذاری کرده از چرای دام در این دره در اوایل بهار به دلایل مختلفی جلو گیری می کنند.
باریک لنگه: دره و یالی که در تناسب با دیگر دره ها  طول آن کوتاه تر است. ودر مسیر خود با  اشکسه نو یکی می شود.

عده ای را گمان بر آن است که شاید به دلیل قرار گرفتن این روستا در نوک و راس این دره ها در واقع اسمش« نوک رأس »باشد که این مدعا صحیح نیست چرا که واژه ی مرکب نوک رأس که قسمتی از آن فارسی و قسمتی عربی است با واقعیت های گویشی مردم و نام گزینی کاملا مغایر است. مردم کوهستان تا یک قرن پیش به تبری گویش چنان غلیظ صحبت می کردند که فقط شمار اندکی از آنها که به حوزه ها راه می یافتند عربی و فارسی را می فهمیدند. به غیر از آن نام گزینی به فارسی، عربی یا ترکیبی از هر دوان هرگز در این منطقه و بخصوص در نکرس معمول نبود اگرتوجه اندکی به اسامی اماکن و احشام یا حتی گیاهان بنماییم خواهیم دانست نام واژه مرکب نوک رأس نمی تواند واقعی باشد.
روستای نکرس در فاصله 59 کیلومتری از مرکز شهرستان چالوس و 34 کیلومتری شهر مرزن آباد مرکز بخش قرار دارد.فاصله این روستا تا جاده تهران چالوس 16 کیلومتر و از محل اتصال آن با جاده چالوس تا مرزن آباد 18 کیلومتر است.
راه روستایی نکرس که از محل دزبن (دژبن) از جاده اصلی چالوس منشعب می شود در مسیر خود با راه روستاهایی چون دِز ماکوتی – مِچِر – الیت و دلیر و تا چندین کیلومتر نیز با راه روستاهایی چون پلادکو – چهارباغ – پلادکوسر – دورچال گیجان و انگوران همسو است.این جاده در سالهای اخیر مرمت شده و در حال آسفالت شدن است. راه روستایی فوق از محل انشعاب خود از جاده های چالوس به سمت شمال غربی سمت و سو می گیرد و از میان درّه های عمیق و دامنه های پر فراز و نشیب و نقاط مرتفع تر از میان تونلی از درختان سر به فلک کشیده کهنسال عبور می کند .زیبایی طبیعت مسیر این جاده قرین زیبایی طبیعت جاده ی چالوس در سمت شمالی مسیر کندوان است.
تاریخ : نکرس روستایی است که در دور جدید آبادانی خود بیش از دویست سال قدمت ندارد امّا خرابه هایی در بستر محل کنونی و اطراف آن وجود دارد که سند تاریخی دوران دیرینه ی آن است ، این خرابه ها که شامل ویران قلعه ها ، ده ویرانه ها ، خرمن جار قدیمی مزرعه و جایگاه کشت گندم است که به شرح زیر بدانها مختصرا اشاره می شود .
1 – قلعه ویرانه ها :
1-1    : قلعه ویرانه گردلت – این قلعه ویرانه در ارتفاع 2500 متری از سطح دریاهای آزاد قرار دارد.موقعیت جغرافیایی آن نسبت به روستای نکرس شمال شرقی است.با حفاری هایی که کاوشگران غیر مجاز و به قصد گنج یابی انجام دادند ، سفالینه هایی در این مکان از خاک سر برآورد.قابل ذکر است که قلعه ویرانه بر فراز تپه و گردنه ای قرار دارد که این گردنه به واسطه ی یالی به قلّه ی زرد کوه منتهی می شوداکنون از قلعه ی مذکور چیزی باقی نیست جز خرابه ها یی در سمت شرقی اش با نام محلی «کلاچ خنه»  و استخوان های پوسیده ای که در شمال شرقی آن در مکانی به نام  «وجرد چا ل »در صورت جستجو یافت می شوند و حکایت ازجنگ ودر گیری  مهلکی همراه با کشتاری درد ناک  دارد .وجرد چال در حدفاصل بین  گرد لت و قله ی زرد کوه(حضرات فضل فاضل کنونی )و در بالا دست مرتع روستای مچر قرار دارد.ر اویان تاریخ شفاهی  را اعتقاد بر آن است که در این مکان لشکریان یعقوب لیث صفاری  جوانمرد سیستانی در تعقیب حسن  بن زید علوی دست به کشتار ساکنین دوقلعه ی مجاور هم زده وبا دادن تلفاتی سنگین سر انجام قلاع مذکور را با خاک یکسان نمود.این مدعا با نظر بعضی از تاریخ نگاران که محل بر خورد را «سر رجه یا سرد رجه» ذکر کردند راست می آید.
2-1: قلعه ویرانه ی قلّه ی زرد کوه : قلّه ای با مخروط تیز و شیبی تند که اکنون مدفن دوتن از معصوم زادگان به اسامی حضرات فضل و فاضل (ع) است.بر فراز ستیغ این کوه قطعه زمینی به وسعت تقریبی یک هکتار قرار دارد که جایگاه دژی مستحکم بود .معروف است که قدمت این دژ افسانه ای که اکنون جز سنگ لاشه های فراوان چیزی از آن باقی نماند ، بسیار دیرین و عبادتگاه پیروان آیین های پیش از ظهور اسلام بود . اکنون نیز همه ساله مردم روستاهای  اطراف به بهانه های گوناگونی در آنجا حضور یافته و ضمن زیارت بارگاه حضرات فضل و فاضل (ع) به جمع آوری گیاهان دارویی می پر دازند  که در اطراف بارگاه فراوان یافت می شود و  بدین طریق روزی را به جشن و شادی و یا اگر مناسبت های مذهبی باشد ، به سینه زنی و مرثیه خوانی سپری می کنندد.
3-1  قلعه ویرانه های« نقت گردن» و« کلین چالک» :  این دومکان که در غرب روستای نکرس قرار دارند  جایگاه دو دژ قدیمی هستند که به کلی ویران شده و هیچ اثری جز سنگ لاشه های فراوان در آنجا موجود نیست و بخش هایی از آن تبدیل به گندم زار شده است.
4-1 ویرانه های« لفتلی کلم مال=جایگاه  تویله ی لطفعلی»: در زمینی نسبتا شیب دارکه مساحت آن مجموعا ده هکتار بر آورد  می شود  .ویرانه ای وجود دارد.   این ویرانه ها اکنون بستر دو مزرعه  جداگانه هستند که در قسمت هایی از این زمین ها و دور و اطراف آنها  جا خوش کرده اند . از بنا کنندگان آنها هیچ اثری باقی نمانده .گویی زلزله ای مهیب یا بیماری هایی چون  وبا یا طاعون  صاحبان این منازل را از میان بر داشته  یا در جنگی خانمان سوز همگی جان باختند و خانه و کاشانه ی آنان به ویرانه مبدل شده است . قسمت هایی از پی ساختمان ها هنوز موجود است  و مصالح به کار رفته در  آنها سنگ لاشه است که با ملاتی از خاک رس  بنا گردید . به لحاظ ریخت شناسی مشخص است که معماری آن کاملا بومی و با مصالحی از امکانات پیرامونی شکل گرفته است.ویرانه هایی دیگر در مراتع اطراف روستای نکرس وجود دارند که نمی شود وجود آنها را نادیده گرفت  این ویرانه ها اکنون در دل جنگلی انبوه خود را مخفی کرده و گردشگاه وحوش می باشند  .اسم هایی چون چاهک لور-سوته کلم مال – حدر(حیدر) کلم سر-  بافلک- سرچال و...در ذهن هر فرد نکرسی نشان از بی وفایی دنیا دارد و اینکه جای جای این وطن عزیز رد پای پیشینیان ما قابل رد یابی است  و یاد آور این رباعی عبرت انگیز حکیم عمر خیام نیشابوری است که فرمود :
آن قصر که بر چرخ همی زد پهلو                           بر در گه آن شهان نهادندی رو
دیدیم که بر کنگره اش فاخته ای                                 بنشسته همی گفت که کوکو کوکو

ادامه دارد