جهت باز شدن منوی اصلی و جستجو اینجا کلیک کنید.

سامانه پیام کوتاه: 30009900661341

آرش رضوی
امروزه پيوند شهر و هنرهاي خياباني پيوند ناگسستني است همانند پيوند قدرت عقل و انسان. اين پيوند نه يك پيوند ظاهري است و نه يك پيوند گسستني است. بن‌مايه اين پيوند از خود شهرهاست. از آغاز مدرنيته و انقلاب صنعتي شهر همواره به سبب نوع شكل‌گيري از نظر ساخت شهري و توسعه سوژه مديران و متولیان شهرها بوده است. سوپراستاري كه تنها اسمش باقي مانده و با كارگردانان زيادي كار كرده اما رنگ و بويي از تحول را در خود نديده است.
در اينجا با پارادوكسی آشنا به‌نام مبلمان شهري مواجهيم كه همچنان غريب و ناآشناست. مؤلفه‌اي كه مي‌تواند براي شهرها هویت‌آفريني كند در مقابل آن اين متوليان شهرها اين تضاد آشنا، اين دو چنان با هم در تضاد هستند كه سخن از یکی بدون ديگري امكان‌پذير نيست. اكنون بيش از هر زمان ديگر شهر چالوس نياز به يك بازپيرايي برنامه‌ريزي شده را دارد چرا كه اين شهر اكنون محل تلاقي طیف سرسام‌آوری از فرهنگ‌ها، زبان‌ها، گروه‌ها و اقلیت‌های دیگر است. توسعه شهری مدرن تأثیر شایانی بر سیمای وجود یک شهر و متولیان آن شهر دارد. باید به این واقعیت رسید که شهرداری مکان احساسات نیست، مکان ضابطه و مکان توسعه شهری کورکورانه نیست، مکان عقل و سنت و مدرنیته است، مکان هم‌اندیشه رشته شهرسازی، مدیریت شهری، برنامه‌ریزی شهری و اندیشمندان شهری است، نه مکان نظریه‌پردازانی که آرمان شهر را به حقارت می‌برند با نصب و جانمایی سوژه‌های تعجب‌آور، ویرانه‌های شهری را بوجود می آورند که شاید بتوان از آن (نکروپلیس) شهر مرده یاد کرد. نکروپلیس یا مرده‌گرایی شهری سرانجام شهرهایی است؛ که در آن خلاقیت مسلط بر احساسات شده است. شاید به جرات می‌توان گفت زمانی تجلی شهرها به پایان رسید و تقدس‌گرایی شهر به پایان رسیده است و دیگر ویترین شهرسازان نیست و انسان مدرن اکنون زندگی در حاشیه شهر را نسبت به متن ترجیح می‌دهد چرا که ماهیت اصلی شهر چهره فردگرایانه و بدون برنامه‌ریزی دارد. بدون شهر هنرهای خیابانی، هنرهای شهری امکان پذیر نیست. معهذا قهرمانان اصلی شهر چالوس متولیان این شهر هستند. این شهر با فستیوالی از زیبایی، جنگل، دریا، اقلیم و توان محیطی متفاوت اکنون مکان جذب گردشگر نیست. امروزه زیباشناسی شهری (شهرزیبا) خمیرمایه بسیاری از این نقدهاست. اگر قرار باشد زیبایی جای خود را به ویرانی، زشتی و نازیبایی دهد پس جایگاه هویت کجاست؟هویت سوأل اصلی و بنیان فیزیکی شهرهاست.
عجالتاً جایگاه چهره‌آرایی و مبلمان شهری که قهرمان اصلی شهرهاست کجاست؟ امروزه اندیشه‌گرایان شهری یا یک برنامه‌ریز شهری بایستی مانیفست مدرن از شهر و برنامه‌های آتی آن داشته باشد. برنامه ایده‌آل و مدرن در راستای توسعه پایدار، درواقع جوهره و وجودی اصلی شهر از متولیان آن شهر خواه زشت و خواه زیبا شکل می‌گیرد که می‌تواند گاهی تراژدی زیبا، بزرگ و جادویی را رقم زند و گاه چنان زشت و زمخت که دیدنش ملال‌آور است. با همه این اوصاف ماحصل این جستار این است که مادامی که این تراژدی غمناک ادامه یابد هیچ وقت شاهد شهر زیبا و خلاق نخواهیم بود. مع‌الوصف آفرینش شهر زیبا در گرو متولیان و برنامه ریزان آن شهر است پس باید به این واقعیت برسیم که شهر زیبا ساخته یک شهرساز متفکر است. الگوبرداری از شهر زیبا، الگو از تفکرات آداب وسنن و هویت آن شهر است. سالهاست که به این واقعیت نرسیدیم که خیابان همواره زایش هنر و عرصه تمدن می‌باشد. خیابان می‌تواند هویت یک شهر را نشان دهد و یا آن را زیر سوال ببرد. می‌تواند عرصه هنرهای شهری و هنرهای خیابانی باشد، می‌تواند زشت یا زیبا باشد، می‌تواند گیج‌کننده و سردرگم باشد. با همه این تفاسیر بدعت شهر و هنر پیشینه دیرینه دارد. شهر شالوده و میراث ماندگار نسل‌های ماست که اکنون سوژه شهروندان شده است. شهر زمانی سرشار از رضایت و ترقی می‌باشد که دست و پاگیر افکار، آمال سنت و سمفونی نباشد که بیشرمانه المان را بنماید و دیرزمانی آن را تخریب کند. هویت می‌تواند سهل و ممتنع باشد می‌تواند یک المان شهری باشد، می‌تواند یادآور خاطرات باشد و مورد تقدس قرار گیرد.  
امروزه مبلمان شهری تبلور تمام زیبایی‌ها و نازیبایی‌هاست همان‌هایی که شهر با بودن و نبودنش زشت یا زیبا می شود، همان‌هایی که نبودن از بودنش سبقت گرفته و جای خالی نمادها و نماها را نشانه گرفته و جای هنر را در شهر خالی گذاشته و کسی برای بودنش سر اطاعت خم نمی‌کند علیرغم فقدان وجودی این مؤلفه ناخودآگاه مرگ تدریجی شهرها را به بار می‌آورد و شهر عاری از نازیبایی و عدم حس تعلق خاطر می‌شود. به نظر می رسد که امروزه سیطره مبلمان شهری در عرصه شهر کمرنگ و کمرنگ شده است. مبلمان تبلور هرچه که باشد بیش از همه تبلور زیبایی است همان مؤلفه گیج‌کننده‌ای که متولیان ما تنها به نیمکت، گلدان می‌بینند. تاریخ و شکل شهر این موج نازیبایی را نشان می‌دهد، زمان درمان دردهای ما است.
زمان نشان می‌دهد شهرهای ما تا چه حد به بلوغ، آرمان و ایده‌ال رسیده است و به راستی تاکنون از خودمان پرسیدیم که جای خالی زیباشناسی کجاست؟ شهر بدون شهرساز ، بدون یک برنامه¬ریزی شهری به همین جایی منتهی می شودکه امروزه منتهی شده است. زشتی و نازیبایی و ... ثمره به بازی گرفته شدن شهر بدون شهرساز است. شهرها اگرچه آرمانشان به حقارت رفته است، اگرچه اسیر بی تدبیری‌ها شده‌اند و مظلومیتشان اثبات شده اما آنچنان برای نگارندگان این مقاله نیک و قابل ستایش است که قلم حوصله از نوشتار آن خارج است. باشد تا همواره شاهد شهری شاداب، خلاق و زیبا باشیم. زیبایی اساس آفرینش شهرهاست، شهرهای ما نه زشت ، نه زیبا نه الگوبردار نه الگوساز ونه الگوسرشت هستند نه برده الگو، شهرهای ما دستمایه متولیان ما هستند زشت و زیبا بودنش می‌تواند گام مطلوبی در جهت استغنای ادبیات کشور بردارد چه‌بسا که زیبا باشد

نوشتن نظرات

تبلیغات در مرزن نیوز

صفحه نخست دیارسبز

روزنامه دیارسبز

چاپ و تبلیغات کندو

چاپ و تبلیغات کندو

صفحه نخست دیارسبز

صفحه نخست دیارسبز

دوربین مداربسته - آریا ایمن

دوربین مداربسته - آریا ایمن