جهت باز شدن منوی اصلی و جستجو اینجا کلیک کنید.

سامانه پیام کوتاه: 30009900661341

فرهنگ و هنر

کمال رستمعلی

 

 

 

 

دو بليت  
گذاشته اند كنار
هميشه برايمان
و لبخندي از پليسي مسن
كه گفتي قبلا خوابش را ديده اي!
دو بار سرخوردن و خنده ي مهربان كلاه رنگي ها
اضطراب مدام رسيدن
در پياده رويي پر از بستني و سنجاقك
پر از سايبان و سلام ناغافل
حلقه هاي شرم گين و
تبسمي كه هر چه آب مي خورد خنك نمي شود!
پيش خدمت سينه اش را جلو مي دهد، چشمكي كه
هي! پس كجا بوديد شما اين همه سال؟
نمي شود شمرد كه
چند عرق نشست روي پيشاني روشنت
نمي شود شمرد كه
از ميان چند آدم برفي كج و كوله
چند بخار دهان
دلم لرزيد و گم شدم!
گوشي را بردار لطفا
هر كجا هستي خودت را برسان
براي همه چيز دير شده.


میثم متاجی
زبان به مثابه تماميت شعر مي‌تواند مهم‌ترين موضوع براي يك شاعر در سرودن و برخورد با شعر باشد، زبان در جايگاهي والا كه درونه و برونه شعر را شامل مي‌شود، واژه‌ها همچون سربازاني به فرمان ذهن خلاق شاعر به صف مي‌ايستند تا در جنگ با تكرار و تلخي هستي، لباسي نو برهرآنچه آزار مي‌دهد بپوشانند، اما اين سربازان روح و جان دارند و در پس فيزيكشان، جهاني مملو از احساس و عاطفه و درك خوابيده است. پس واژه‌ها نيز فراتر از آنچه هستند در عينيت قابل مشاهده و ظهورند و در برخورد با زبان هر شاعر مكانيزم شاعرانه خود را برمي‌گزيند. اما مي‌توان عنوان كرد توجه به حوزه اوبژكتيو(عيني) و سوبژكتيو (ذهني)‌ و ايجاد بالانس اين دو در آفرينش اثر هنري راهي كارآمد خواهد بود.
اگر آفرينش را امري ناخودآگاه بدانيم بايد اشاره كنيم كه جنس ناخودآگاه را نمي‌توان به مثابه آنچه در مقوله شهود در دوران كلاسيك مطرح بود بيان كنيم؛ چرا كه هنرمند امروز با مدد گرفتن از ناخودآگاه هنگام خلق از خودآگاه خود نيز سود مي‌جويد كه به دو شكل اين امر اتفاق مي‌افتد: نخست آنچه را كه به عنوان ناخودآگاه مطرح مي‌شود مي‌توان مجموعه‌اي از پارامترهاي اكتسابي ذهن محسوب كرد، يعني انسان ناخودآگاهش را از تجربيات و مشاهدات و مطالعاتش پر مي‌كند و آنها در اعماق ذهن، نقش فعال دارند. اينجاست كه خودآگاه در مرحله كسب تجربه و مطالعه حضوري فعال دارد و سپس از دريچه ناخودآگاه و در مقاطع متفاوت حضور مي‌يابد. دوم آن‌كه ذهن سازه محور هنرمند امروز در هنگام خلق اثرش نيز حضور دارد. شايد بتوان گفت شاعر هنگام سرودن نه بيهوش است و نه كاملا هوشمند بلكه با واسطه خودآگاه و ناخودآگاه نيمه هوشمند حضور دارد. با اين مقدمه مي‌پردازيم به كتاب «اين دفتر را باد ورق خواهد زد» سروده شهاب مقربين.
اولين موضوعي كه در اين مجموعه قابل بررسي است، زبان است. شهاب مقربين در برخورد با زبان درست رفتار مي‌كند. اشعار اين مجموعه داراي زباني است كه از هر نوع افراط و تفريط به دورند؛ چرا كه واژگان به مثابه اجزاء حضوري دو وجهه دارند، هم شكلشان مورد توجه شعر است و هم معنا و احساس و بار تاريخي كه با خود حمل مي‌كنند. زبان شعرهاي مقربين نه آنچنان است كه مانند برخي گونه‌هاي شعر فارسي در مجاورت واژگان، شكل و موسيقي‌شان بايستد و اجازه حضور در متن و ورود مخاطب را بگيرد و نه آنچنان ساده كه مخاطب خودش را در معرض برخورد با شعر نبيند. اين ويژگي منجر به خلق اثري مي‌شود كه در حوزه زبان بومي‌اش مي‌تواند به اقناع مخاطب شعرشناس و شعرخوان بينجامد و در قدم بعد در پروسه ترجمه حضوري موفق در زباني ديگر داشته باشد؛ امري كه در جريان شعر سال‌هاي اخير كمتر مورد توجه قرار گرفته است.
نكته بعدي آن است كه فرم به مثابه تكنيكي دروني در اثر نه تكنيكي استخواني كه از اندام شعر بيرون بزند در بسياري از اشعار اين مجموعه حضور دارد و زماني كه اين فرم مبتني بر روايت باشد، پارامتر ديگر براي موفقيت اثر هنري در زبان مقصد محسوب مي‌شود. يعني اگر قائل به آن باشيم كه بسياري از خصايص ادبي زبان فارسي در ترجمه كمرنگ شده يا حتي محو مي‌شوند، فرم مي‌تواند كماكان حضور داشته باشد، البته باز اشاره شود فرمي كه روايت يكي از عناصر سازنده آن باشد در«اين دفتر را باد ورق خواهد زد» اين تجربه به شكل موفق حضور دارد.
شعر «زن گفت» ص ۸۸ «پدرم» ص ۷۶ «چرا چراغ سبز نمي‌شود» ص۳۱ و نمونه‌هاي ديگر مؤيد اين مطلب‌اند. اما مي‌خواهم اشاره‌اي به مقدمه اين مطلب داشته باشم. آنجا كه از زبان بيشتر سخن به ميان آمد. شهاب مقربين در استفاده از زبان شاعرانه دو محصول ديگر را نيز به دست مي‌دهد: ۱. موسيقي: در اين دفتر كمتر شعر يا حتي سطري پيدا مي‌شود كه داراي موسيقي روان و ريتميك نباشد. موسيقي به عنوان يكي از عناصري كه مي‌تواند در تبديل متن به شعر موثر باشد، جايگاه حساسي دارد. بازبيني و ارائه راهكارهايي جديد در پرداختن به موسيقي نكته‌اي است كه مدنظر بسياري از شاعران امروز قرار گرفته. شهاب مقربين موسيقي را نه در جايگاه تماميت يك شعر بلكه يك فاكتور براي زيبايي در اثر ايجاد مي‌كند.
شعرهاي «حرف آخر» ص۷۸ و «رفته رفته» ص ۸۴ به اتفاق نمونه‌هاي ديگر آثاري هستند كه مي‌توان ارائه كرد لذا مي‌توان گفت وجود روايت به‌همراه موسيقي، تداعي‌كننده شيوه‌هاي سنتي شعر است كه نمونه‌هايي از قالب نيمايي در شعر معاصر را مي‌توان عنوان كرد. به نوعي كليت پرداخت و سازه‌اي كه شهاب مقربين ارائه مي‌كند، امري جديد و نونيست اما او شعر را در مناطق شعر مي‌يابد. بيشترين كار را از پايان بندي مي‌گيرد. يعني كماكان كليتي استوار برزبان و موسيقي و روايت دارد اما در پايان‌بندي انفجاري شاعرانه ايجاد مي‌كند و نيروي حاصل از اين انفجار سطري‌هاي ماقبل خود را متاثر نموده، چهره‌اي ديگر به آنها مي‌دهد.
شعر «در دو سوي تشك ايستاده‌اند» ص۶۹ كه اثر نيمه بلند است و در كنارش شعر «شايد كه راه نجات» ص۶۸ كه اثري كوتاه است، دونمونه‌اند كه به اين دو نمونه آثار ديگري مي‌توان اضافه كرد، آنچه پيرامون بحث فرم و روايت و موسيقي ذكر شد، بيشتر درباره كارهاي بلند مجموعه صادق است. با نگاه به شيوه و تكنيك شهاب مقربين پيرامون پايان‌بندي و تغيير در كليت آثار و پرداخت كمتر به اجزا مي‌توان او را داراي نگاهي هستي‌شناسانه دانست.
آنچه پيرامون اجزا عنوان شد، به اين معني نيست كه در اين كتاب، اجزا و سطرها براي شاعر مهم نيست بلكه مقصود آن است كه شاعر شعريت را در شكست كليت آثار مي‌بيند و مانند برخي شاعران به دنبال ايجاد بار شاعرانه در سطرها نيست. اتفاقي كه براي شاعراني كه به جزئيت مي‌پردازند مي‌افتد، آن است كه در اغلب اوقات، كليت را از دست مي‌دهند و مقهور سطرها مي‌شوند اما شهاب مقربين با نگاه به كليت به مثابه سازه اثر هنري و خلق فرم اجزا را نيز داراي بار شاعرانه مي‌كند.
اما محصول ديگر رويكرد شاعرانه شاعر به زبان ايجاز است. مبرهن است كه اگر شاعري مي‌خواهد در شعر موفق عمل كند، بايد در زبان درست رفتار كند و وقتي داراي زبان تراشيده و درستي باشد، يكي از سازوكار‌هايي كه به‌كار مي‌برد، ايجاز است.
رضا براهني در مثالي ذكر مي‌كند كه ايجاز عنصري است كه حتي در شكل‌پذيري اثر هنري نيز دخيل است. مثال ايشان مقايسه خمير و نان است و آنچه باعث مي‌شود خمير شكل نيابد و در هرجايي سست و بي‌شكل باشد، آبي است كه در ذرات آن وجود دارد و گرما وقتي آن ذرات اضافه را از بين مي‌برد، خمير شل و بي‌شكل به ناني شكل يافته مبدل مي‌شود.
با اين اوصاف، شهاب مقربين نيز ذرات اضافه از سطرها را برمي‌دارد و اگر ديده مي‌شود كه فرم در برخي شعرهاي اين مجموعه اجرا مي‌شود، به واسطه همين پرداخت درست به ايجاز است. گرما در مثال بالا را مي‌توان در برخي شاعران، تجربه بالاي شاعرانه دانست.
سال‌ها ممارست و دست و پنجه نرم كردن با واژه و سطر از شاعر موجودي تيزبين و حساس مي‌سازد كه سعي مي‌كند واژگان را درست و سرجايشان به كار گيرد. نداشتن سطرهاي تكراري در مضمون و محتوا، وجود موسيقي روان و منتج به فرم شدن زبان آثار، مي‌توانند فاكتورهايي براي وجود ايجاز باشد. نكته ديگر وجود كارهاي كوتاه در مجموعه است كه برخي از آنها زيبا و دلنشين‌‌اند و برخي نيز به قوت بالايي نرسيده‌اند. اما كوتاه‌گويي نشانه‌اي از تفكر شاعر درباره كوتاه‌نويسي است و شايد بتوان گفت بلندترين شعر اين مجموعه نيز اثري چندان بلند نيست.
اشاره آخر آن‌ كه در بيشتر شعرهاي كتاب ما افعال را از اول شخص مفرد يا اول شخص جمع مي‌بينيم. با نگاه به ابتداي اشعار اين نكته مشهود خواهد شد كه شاعر در جايگاه روايت‌كننده‌اي است كه خودش را روايت مي‌كند. روايت‌كننده‌اي كه روايت شونده نيز هست؛ من شاعر برايش مورد توجه است و كمتر شعري در اين مجموعه وجود دارد كه شاعر به عنوان مشاهده كننده‌اي از بيرون به روايت آن بپردازد. وقتي از خود بگويد از انسان گفته و گرايش به انسان يعني نفوذ جهان‌بيني مدرن در شاعر و جايگاهي كه شاعر در هستي براي خود قائل است، برتپه‌هاي پرفراز و نشيب عصر جديد، عصري كه راوي به مثابه انسان در ميان دنده‌هايش درد مي‌كشد و رنج، گاهي اين درد و رنج شاعر را به انسان آرمانگرا و ايده‌آليسم مبدل مي‌كند كه ايده‌اليسم شكست خورده در دل اثر شكل مي‌يابد.

مرزن نیوز/ رییس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان چالوس در جمع خبرنگاران با تبریک فرارسیدن دهه مبارک فجر اظهارداشت: جایگاه فعلی انقلاب اسلامی مرهون همت و تلاش مردان بزرگی است که در عرصه های مختلف جانفشانی و ایستادگی کردند.

مرزن نیوز/ شهردار مرزن‌آباد مازندران از تبدیل کشتارگاه قدیمی این شهر به کتابخانه عمومی خبر داد.

تبلیغات در مرزن نیوز

صفحه نخست دیارسبز

روزنامه دیارسبز

چاپ و تبلیغات کندو

چاپ و تبلیغات کندو

صفحه نخست دیارسبز

صفحه نخست دیارسبز

دوربین مداربسته - آریا ایمن

دوربین مداربسته - آریا ایمن